مؤلف مجهول
47
تاريخ سيستان
چنين گويد كه او را بدان [ 1 ] اسرائيل خواندند كه او اندر بيت المقدّس بود و آخر همه كس بيرون آمدى و پيش از همه كس اندر شدى چون اندر شدى همه چراغها ديدى فرو كرده [ 2 ] ، زان عجب داشت اندر مسجد نهان شد تا اين كه همى كند ، چون زمانى بود آن كس را بيافت و بگرفت و بر ستونى بر بست تا مردمان بامداد اندر آمدند و او را بديدند يكى جنّى بود نام آن قيد ، آنك [ 3 ] نام اسرائيل بر [ 4 ] يعقوب نهادند زيرا كه آن جنّى را اسير كرده بود . پس چون قيدار را فرمان آمد كه تابوت ، اسرائيل را ده ، غاضره را گفت ناچار اين وديعت مىببايد سپرد كه نزديك من امانتست اگر من برفتم [ و ] پيش از آمدن ترا غلامى آيد او را حمل نام كن ، پس تابوت بر گرفت كه بكنعان برد [ 5 ] ، بر دوش بر نهاد ، به يك ساعت از بركت آن تابوت نزديك كنعان برسيد و زمين او را برگرفت ، پس تابوت [ 6 ] يكى بانگ كرد ، يعقوب عليه السلم گريان گشت كه آن نور با او نديد ، گفت يا ابن عم چه بود ترا ؟ گفت نور محمّد صلَّى الله عليه بدادم نور از من بشد ، يعقوب گفت بفرزندان اسحاق دادى ، گفت نه بالأعرابيّة الجرهميه [ 7 ] غاضره را ، يعقوب گفت بفرزندان [ 8 ] اينت بزرگ شرف مصطفا صلَّى الله عليه كه نبود مگر اندر عربيات طاهرات ، يا قيدار بشارت
--> [ 1 ] نون بدان و الف اسرائيل تراشيده شده و بعد نوشته شده است . ( براى تسميهء اسرائيل وجوه ديگر هم هست ) ط : ج 1 ص 359 ، فكان يسرى بالليل و يكمن بالنهار و لذلك سمى اسرائيل . [ 2 ] فرو كرده بمعنى خاموش شده است . [ 3 ] انك يعنى آنجا يا انگه . . . آنك در الفاظ قدما از اسماء اشاراتست چنان كه در اشارات نزديك ( اينك ) و دور ( آنك ) گويند . بنوك آن قلم سيمگون اشارت كرد * بگفت آنك در پيش زهرهء زهر است ( عمعق لباب الالباب جلد دوم ) [ 4 ] لفظ « بر » در اصل كتاب بوده و آن را تراشيدهاند . [ 5 ] اصل نسخه ، بود . [ 6 ] ظ : قيدار . [ 7 ] متن : بالأعربية . [ 8 ] در متن « بفرزندان » خط خورده است ولى ظاهرا صحيح است و بمناسبت كلمه « اينت » مصححى آن را زايد پنداشته و خط زده است در صورتى كه كلمهء « اينت » در هر مورد بدون رعايت مخاطب در كلمات قدما مستعمل مىباشد و مراد آنست كه يعقوب بفرزندان خود اين جمله را گفت .